...
-
تاریخ: 1395/1/19 ساعت: 4:57
اینکه آدم میگه بدون تو میمیرم معنیش این نیست که واقعا میمیرم... معنیش اینه که به زندگیم ادامه میدم، درس میخونم، کلاس زبان میرم، کار میکنم، خرید میکنم، مهمونی میرم، با دوستام خوش میگذرونم، مسافرت میرم، ... ولی تو همه ثانیه ها بدجوری کم میارمت... یه طعم تلخ به همه لذت هام اضافه میشه... یه غم بزرگ رو ه...
...
-
تاریخ: 1395/1/17 ساعت: 17:46
کاش میشد فراموشی گرفت... فراموشی اختیاری...یه جوری که دیگه یادت نیاد کی هستی...کی بودی...میخواستی کی باشی... همینی که هستی رو بپذیری...فکر کنی نمیتونی بیشتر از این باشی... قانون جذب هم فقط برای چیزای منفی کاربرد داره...به هر اتفاق بدی که فکر میکنی برات میفته...حالا صبح تا شب...شب تا صبح به روزها و ل...
...
-
تاریخ: 1395/1/11 ساعت: 20:52
کاش آدمها به ازای میزان کارهای خوبی که تو عمرشون انجام میدن و به یکی کمک میکنن، یکی رو که ظلمی در حقشون کرده می بخشن، یا هر کار مثبت دیگه این امتیاز رو داشتن که یه وقتایی بتونن یکم زمان رو به عقب برگردونن، که از افتادن یه اتفاق بد جلوگیری کنن، یا به یکی کمک کنن اتفاق بد براش نیفته... گاهی حتی چند ثا...
شاملو
-
تاریخ: 1394/12/28 ساعت: 2:07
سالی نوروز همراهِ بهدرکوبی مردانی سنگینی بارِ سالهاشان بر دوش: تا لالهی سوخته به یاد آرد باز نامِ ممنوعاش را و تاقچهی گناه دیگر بار با احساسِ کتابهای ممنوع تقدیس شود. در معبرِ قتلِ عام شمعهای خاطره افروخته خواهد شد. دروازههای بسته به...
کنفرانس خلیج فارس-تهران-اسفند 94
-
تاریخ: 1394/12/12 ساعت: 4:02
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
...
-
تاریخ: 1394/12/12 ساعت: 3:57
من این نیستم . یعنی میتونم تضمین بدم تا چند سال پیش من این نبودم نمیدونم کجا تو کدوم جاده خودمو جا گذاشتم که الان هر آینه ای رو میگردم اونیو که میخوام نمیبینم من تموم راه ها رو برگشتم تموم جاده هایی که رفته بودم سطر به سطر کتابایی که بزرگم کردن سکانس سکانس فیلمایی که تکونم دادن تو هیچ کدوم نبود...
...
-
تاریخ: 1394/11/29 ساعت: 16:30
آدم همیشه باید طوری حرف بزنه، طوری بنویسه، طوری راه بره که اگه یه روزی ازش در مورد این کارها سوال شد بتونه جواب بده، اگه واقعا حساب و کتابی در کار باشه پس وای به حال این آدما که راحت دارن سر مردم رو با نوشته هاشون، با حرفاشون و با ظاهرسازی کلاه میذارن، وای به حال اونایی که به اسم خدمت به خلق به جی...
...
-
تاریخ: 1394/11/29 ساعت: 16:23
میروم دلمردگیها را ز سر بیرون کنم گر فلک با من نشازد چرخ را وارون کنم یعنی میشه این شروع یه تغییر جدید باشه؟؟
روزگار-
-
تاریخ: 1394/11/10 ساعت: 0:21
همه ش گریه زاری همه ش بیقراری عجب روزگاری نه روز جدیدی نه صبح سپیدی همه ش ناامیدی تا چشمامو بستم یه گوشه نشستم خودم رو میبینم که تنها و خسته م گذشتم گذشته نه آینده ای نیست دیگه روی لبهام گل خنده ای نیست میخوام با همین روزگارم بسازم نباید نباید خودم رو ببازم دلم گریه میخواد منو برده از یاد نمیاد نمیا...
مخاطب
-
تاریخ: 1394/11/5 ساعت: 4:16
هر وقت کسی مخاطب قرارم می دهد و می گوید: " تو بهترینی، فوق العاده ای، خوش به حال اطرافیانت..." صدایی آشنا در من زمزمه میکند: "جدی نگیر... تو همانی هستی که... یکی... روزی... جایی... تو را نخواست... برای هیچ وقت...!"
ر.یزدانی
-
تاریخ: 1394/10/9 ساعت: 6:08
... اسطوره های خائن در لا به لای تاریخ خوابند عین کفتار سیگار پشت سیگار عکس تو بود و قصه قاب تو بود و انکار کوبیدمش به دیوار سیگار پشت سیگار ...
دیوانه جان-ح.م.
-
تاریخ: 1395/6/3 ساعت: 4:16
دیوانگی زین بیشتر ؟ زین بیشتر ، دیوانه جان با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان چون می نشستی پیش من گفتم که اینک خویش من ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر عشقی که هم آغاز شد با ...
آ.آصف
-
تاریخ: 1394/10/2 ساعت: 5:01
دیگر همانند گذشته دلتنگت نمی شوم... حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم... در تمام جملاتی که نام تو در آن ها جاری ست چشمانم پر نمی شود... تقویم روزهای نیامدنت را دور انداخته ام... کمی خسته ام...کمی شکسته...کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است... اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام... و ا...
...
-
تاریخ: 1394/10/2 ساعت: 4:47
امسال هم یلدای من با جای خالی تو گذشت... بی رحم تر از همیشه... طولانی تر... سیاه تر... و چقدر ساده بودم که سعی میکردم فراموشت کنم...
...
-
تاریخ: 1394/9/21 ساعت: 5:10
جای تعجب نداره...این همون حماقتیه همیشه ازش حرف میزنی... خودت شده اسطوره بزرگترین حماقت... نباید توقع پیروزی داشته باشه...هیچ راه برگشتی باقی نذاشتی... متأیفم برات نونوشی...تو برای همیشه نابود شدی... برای همیشه...
برگ و باد
-
تاریخ: 1394/9/21 ساعت: 4:57
خوش به حال باد گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند...
ش.مقربین
-
تاریخ: 1394/9/21 ساعت: 4:38
همهی کلمات معنای تو را میدهند مثل گلها همه که بوی تو را پراکندهاند سکوت کردهام که فراموشت کنم اما مدام مثل زنبوری سرگردان رانده از کندویش دورِ گلم میگردم
ا. جامع
-
تاریخ: 1394/9/15 ساعت: 3:35
پر میکشم از پنجره خواب تو تا تو هر شب من و دیدار در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از راز کافیست مرا ای همه ی خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم من یکسره آتش همه ذرات هوا تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم ای هرچه صدا هرچه صدا هرچه صدا تو آزادگی و شیفتگی مرز ندارد حتی شده ای ...
...
-
تاریخ: 1394/9/5 ساعت: 4:18
نمیدونم حس خوبی دارم یا بد!! نمیدونم درسته یا اشتباه؟؟ توقع زیاد داشتن ممکنه آدم رو از اون چیزی که داره هم محروم کنه... دچار گیجی شدم!!!
م.چاووشی
-
تاریخ: 1394/9/5 ساعت: 4:15
یه دنیا غریبم...کجایی عزیزم...بیا تا چشامو...تو چشمات بریزم... ... نگو دل بریدی...خدای نکرده... همه جا رو گشتم...کجایی عزیزم... .... بیا زخمهامو...یجوری رفو کن... ...تو بی من کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فوق العادس این آهنگ...