من همانم... - تاریخ: 1393/5/23 ساعت: 4:22
چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسندیده نشد  
... - تاریخ: 1393/5/17 ساعت: 5:43
 داشتم اون نامه ای که رئیس قبل از عید برام فرستاده بود رو می خوندم: به دلیل عدم رضایت کارفرما از نحوه انجام کار... امروز جواب ایملمو داده: مباد!!! خیلی ناراحت کننده ست... دلم تغییر می خواد... یه تغییر اساسی... یه چیزی که حالمو خوب کنه... حالم خوب نیست...
... - تاریخ: 1393/5/17 ساعت: 5:34
من اصلا راضی نیستم... این منصفانه نیست... عادلانه نیست... صادقانه نیست... ... من اصلا راضی نیستم...  
... - تاریخ: 1393/5/17 ساعت: 5:29
لعنت به این زندگی... اصلا دوسش ندارم... فقط تحملش می کنم... همه ش هم تقصیر خودمه... نمی تونم حرف بزنم... یه کلمه بگو اصلا نمی خوام بیام...تموم  
یکی... - تاریخ: 1393/5/17 ساعت: 5:18
یکی باید آدم را بلد باشد ...
خیلی خوب بود... - تاریخ: 1393/5/17 ساعت: 5:38
عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم ... دوست دارم همه‌ی حرف‌هایت را چندبار تکرار کنی .... نه که حواس‌پرت باشم ها ، نه ؛ فقط صدایت را دوست دارم . عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم . انقدر عجیب که اگر بشنوی خنده‌ات می‌گیرد ! - مثلا ؟ مثلا وقتی زنگ می‌زنی و می‌گویی : خوبی ؟ دوست دارم اصلا خوب نباشم ، هول شوی و...
... - تاریخ: 1393/4/29 ساعت: 5:46
چه سخته که بهت بفهمونم چی تو سرمه چی تودلمه که حرفمو بفهمی...  
... - تاریخ: 1393/4/29 ساعت: 4:15
سخته آدم به خاطر همه چی تحقیر بشه برای لباس پوشیدنت برای حرف زدنت برای طرز فکرت برای درس خوندنت برای خوب کار کردنت برای دوست داشتنت ...          
فرهاد - تاریخ: 1393/4/16 ساعت: 4:58
شنبه روز بدی بود روز بی حوصلگی وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی... صبح یکشنبه من جدول نیمه تموم همه خونه هاش سیاه روی خونه جغد شوم... صفحه کهنه یادداشت های من گفت دوشنبه روز میلاد منه اما شعر تو می گه که چشم من تو نخ ابر که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه اگه باروون بزنه...
احسان خواجه امیری - تاریخ: 1393/4/15 ساعت: 5:42
برای تو مردن شده آرزوم یه حقی که من دارم از زندگی نگاه کن تو این برزخ لعنتی چه مرگی طلبکارم از زندگی ... به هر جا رسیدم به عشق تو بود کنار تو هر چی بگی داشتم ببین پای تاوان عشقم به تو عجب حسرتی تو دلم کاشتم ... اگه فکر احساسمونی برو اگه عاشق هر دومونی برو تو این نقطه از زندگی مرگ هم نمی تونه از من ب...
... - تاریخ: 1393/4/15 ساعت: 5:33
بهم گفت برو بمیر... کاش می فهمید حاضرم به خاطرش... :(
... - تاریخ: 1393/4/15 ساعت: 5:24
کاش ما آدم ها یه کم مهربون تر بودیم... فقط یه کم... کاش یه خورده کمتر خودخواه بودیم...    
سالوادور دالی - تاریخ: 1393/4/15 ساعت: 5:01
لبخند زدن خيلي راحت تره تا بخوای به همه توضيح بدی چرا حالت خوب نيست ...
... - تاریخ: 1393/4/15 ساعت: 6:47
امروز یه بچه گدای 4 ساله تو مترو جیش کرد!! مامانش هم باهاش بود، نشسته بود رو صندلی دختره دستمال کاغذی می فروخت! داشت می ترکید، مامانش می گفت اینا رو هم بفروش بعد! دختره هم خودشو راحت کرد! دلم می خواست مامان رو می کشتم!!!!  
... - تاریخ: 1393/4/3 ساعت: 4:31
چقدر سرم درد می کنه... از تابستان خوشم نمیاد... همش سردرد...
... - تاریخ: 1393/3/31 ساعت: 4:56
هر روز که میگذره احساس می کنم غریبه تر می شم... با این زندگی... با آدمها... با این هوا... دنبال گم شدم می گردم و هر روز ازش دورتر و دورتر میشم... کم کم دارم می ترسم... از پایان وقت زندگی...
... - تاریخ: 1393/3/30 ساعت: 23:19
چقدر دردناکه... قانونمند باشی و محکوم به بی قانونی...  
... - تاریخ: 1393/3/17 ساعت: 4:36
فقط تا شهریور وقت داری... هر غلطی دوست داشتی بکن... بعدش هر چی می گم باید گوش بدی... می فهمی... بسه دیگه تنبلی... بسه دیگه ولگردی... فقط تا آخر شهریور...
... - تاریخ: 1393/3/17 ساعت: 4:32
امروز هوا طوفانی بود... من هم... اما طوفان رها بود... و من در زندان ... دلم می خواست خودم رو به در و دیوار می کوبیدم... دلم می خواست توی آغوش باد رها می شدم... دلم پرواز می خواست... لعنت به این حال و هوای مزخرف بهار... از این فصل متنفرم...  
... - تاریخ: 1393/3/17 ساعت: 1:11
کاش این روزها زودتر می گذشت دیگه حوصله ادم سر میره... احساس می کنم تو یه میدان مغناطیسی قوی گیر افتادم، یا تو یه چاه پتانسیل... به یه انرژی زیاد نیاز دارم بتونم از این چاه پتانسیل خارج بشم... باید راه بیفتم... نباید ساکن بشم...

برچسب‌های مرتبط

and justice for all | like clockwork |