... - تاریخ: 1392/4/29 ساعت: 3:44
نفرین به این زندگی... دیگه هیچی نمی خوام... هیچی... دیگه هیچکس و هیچ چیز برام اهمیت نداره... دیگه نه به کسی خوبی می کنم و از کسی انتظار خوبی دارم... دیگه هیچی برام مهم نیست...  
... - تاریخ: 1392/4/24 ساعت: 4:45
نمی دونم دیگه چی بگم...  
... - تاریخ: 1392/4/22 ساعت: 2:19
برای هر کاری لازمه آدم انگیزه داشته باشه... بی انگیزه که باشی نمی تونی قدم از قدم برداری... وقتی برای زندگی کردن انگیزه نداشته باشی... هر نفست بیهوده میاد و میره... هر کاری می کنی بی اهمیت و بی فایده است... وقتی برای زندگی انگیزه نداشته باشی هیچی برات معنی نداره... حتی نفس کشیدن...
... - تاریخ: 1392/4/21 ساعت: 3:54
آدم وقتی پول نداشته باشه هیچکس آدم حسابش نمی کنه... لعنت به این زندگی که همه چیزش شده پول...زندگی پوچ... دلم نمی خواد هیچوقت پولدار باشم... اونوقت شاید حقارت بی پولی رو تلافی کنم...
دلم رفتن می خواهد... - تاریخ: 1392/4/21 ساعت: 2:26
دلم رفتن می خواهد . . . از همان ها که می روی دلتنگت می شوند از همان ها که می روی چیزی از زندگی کسی کم می شود از همان ها که وقتی می روی خیالت تخت باشد از خالی ماندن جایت ... این ها به کنار دلم رفتن میخواهد تنها با یک کاسه آب ... یک زود برگرد ...
هرگز - تاریخ: 1392/4/21 ساعت: 2:19
من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی - هرگز، هرگز پاسخی سخت و درشت و مرا غصه این هرگز کشت حمید مصدق
شاید تو.... - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 3:33
شاید تو…سکوت میان کلامم باشی! دیده نمیشوی اما من تو را احساس می کنم! شاید تو …. هیاهوی قلبم باشی! شنیده نمیشوی اما من تو را نفس می کشم!.
وقتی خدا خواست... - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 3:19
وقتی خدا می خواست تو را بسازد، چه حال خوشی داشت، چه حوصله ای ! اين موها، اين چشم ها .... خودت می فهمی؟ من همه اين ها را دوست دارم.
... - تاریخ: 1392/4/15 ساعت: 3:07
این اصلاً منصفانه نیست... باورم نمیشه که داری با من این رفتارو می کنی...  
... - تاریخ: 1392/4/14 ساعت: 23:15
دلم میخواد برگردم به 2سال و نیم پیش.... بهمن 1389... بعد از آخرین امتحانم... شایدم بیشتر... سال 1377... بزرگترین اشتباهم رو اون سال انجام دادم... سالی که به حرف دلم گوش نکردم و تصمیم منطقی گرفتم... همین باعث شد مسیر زندگی تغییر کنه... کاش نمی ترسیدم...
... - تاریخ: 1392/4/14 ساعت: 2:59
اه... آخه خودخواهی تا چه حد... اصلاً نمی تونم فکرشم بکنم... نمی فهمم واقعاً...
تو فقط سیب... - تاریخ: 1392/4/14 ساعت: 2:45
یک لحظه کنار من توقف کردی  یک عمر دل مرا تصرف کردی  من اسب و سپر داشتم و تیغ و زره  اما تو فقط سیب .. تعارف کردی  " احسان پرسا "
امان از... - تاریخ: 1392/4/13 ساعت: 21:38
امان از جای صد دشنه... میان چین پیراهن...
باران... - تاریخ: 1392/4/13 ساعت: 3:39
ای باران از غصه ام آگاهی... بزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهایی...
اعتراض... - تاریخ: 1392/4/13 ساعت: 1:44
با آنکه اعتراض ندارم که نیستی... در من تظاهرات سکوت است روز و شب...
نبودنت... - تاریخ: 1392/4/11 ساعت: 1:32
انقدر نیستی... که نبودنت تمام فلسفه های بودن را به شک انداخته...
... - تاریخ: 1392/4/10 ساعت: 17:11
خوبه... همین جوری پیش بره خیلی خوبه...
هوای دلت... - تاریخ: 1392/4/10 ساعت: 1:37
هوای دلت که ابری شد... بذار بباره... بعد از بارون... حال و هوا حتماً بهتر میشه...
... - تاریخ: 1392/4/13 ساعت: 21:35
"حالت خوبه؟"... خنده دارترین سوالی که این روزا ازم می پرسن... سوالی که مجبورم در جوابش دروغ بگم...الکی لبخند بزنم و بگم مرسی... اما به تو که نمی تونم دروغ بگم... تو که می دونی خوب نیستم چرا ازم می پرسی آخه؟... پس جوابتو نمی دم....که بهت دروغ نگفته باشم...
نزدیک تر بیا... - تاریخ: 1392/4/7 ساعت: 23:35
به خاطر مردم است که می گویم گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار، دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود و مردم نمی دانند چگونه می شود بی هیچ واژه ای کسی را که این همه دور است این همه دوست داشت ...

برچسب‌های مرتبط

and justice for all | like clockwork |