...
-
تاریخ: 1392/4/7 ساعت: 4:27
چه بارون به موقعی... دقیقا همون وقتی اومد که باید... ممنون...
...
-
تاریخ: 1392/4/7 ساعت: 3:30
آخه تا کی باید این وضعیت رو تحمل کنم؟ دلت رو شکونده...هنوز دست بردار نیستی... احمق شدی نونوشی... حقیر شدی... کاش یه کم می فهمید چی می گی... فقط یه کم...
وقتی مرا نمی خواهی
-
تاریخ: 1392/4/7 ساعت: 2:23
وقتی مرا نمی خواهی صدا در سینه ام حبس می شود تا نگویم دوستت دارم لبهایم را بر هم می فشارم تا هوس بوسیدنت بر لبانم شعله نکشد دستهایم قانون ممنوعیت آغوشت را دوره می کند و لحظه های تلخم چه کند به نیستی نزدیک می شود و من همیشه فکر می کنم حتی گوانتانامو آسمانی آبی تر از روزگار من داشت از : ...
دوست داشتنت...
-
تاریخ: 1392/4/7 ساعت: 2:08
دوست داشتنت وقتی مرا نمی خواهی سخت ترین آزمون زندگی است تو ــ تنها مونس زندگی ام! ــ دوستت دارم و اعتراف می کنم رهایی از تو ممکن نیست ... ناگفته هایم را جوی های بی انتهای خیابان ها برده اند و من مشتاقم به همین هر از گاهی از دور دیدنت ... از : م . محمدی مهر
اولین بوسه
-
تاریخ: 1392/4/7 ساعت: 2:06
روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید یادت باشد کارِ ناتمامی نداشته باشی یادت باشد حرفهای آخرت را به خودت و همه گفته باشی فکرِ برگشتن به روزهای قبل از بوسیدنم را از سَرَت بیرون کن تو در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری که شباهتی به خیابان های شهر ندارد با تردید بی تردید کم می آوری ... ...
بعضی وفتها...
-
تاریخ: 1392/4/6 ساعت: 3:12
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … دلت بگیره ولی دلگیری نکنی … شاکی بشی ولی شکایت نکنی … گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی
...
-
تاریخ: 1392/4/5 ساعت: 22:24
نتونستم تصمیم درست بگیرم... به دست خالی چه کاری ازم برمیاد... لعنت به این زندگی...
...
-
تاریخ: 1392/4/4 ساعت: 4:25
خیلی بد شدی نونوشی... احمق شدی... خرفت شدی.... نامرد شدی... لعنت به تو...
(ع)=عزیز
-
تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 4:57
...
-
تاریخ: 1392/4/3 ساعت: 4:40
نخیر... این زمونه نمی خواد یه قدم با من راه بیاد... همه ش ساز مخالف...ساز مخالف...ساز مخالف... خسته شدم دیگه... هی می گن خوش بین باش... بخند... شاد باش... آخه با این اوضاع؟؟؟
...
-
تاریخ: 1392/4/2 ساعت: 23:25
کاش زودتر شروع کرده بودم... امیدوارم تواناییش رو داشته باشم و کم نیارم...
...
-
تاریخ: 1392/4/2 ساعت: 3:19
زندگی این روزها خیلی سنگین می گذره... مثل روزهای یه اعدامی... نمی دونم... ما که پذیرفتیم تسلیم باشیم...از همون روزی که اذان تو گوشمون خوندن... شاید چون ناخواسته بوده این همه شاکی هستیم... شاید اگه می ذاشتن خودمون انتخاب کنبم الان اوضاع احوالمون این جوری نبود... شاید... با اینکه می دونم اشتباهه...می ...
باران...بوسه
-
تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 4:55
باران که گرفت غربتم را شستم دلتنگی تلخ عزلتم را شستم یک شب تو به خواب من مرا بوسیدی یک هفته بعد صورتم را شستم... "حامد عسکری"
...
-
تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 4:53
دیوونه ای نونوشی...دیوونه... خودتم نمی دونی چی می خوای...چی می گی... چی کار می کنی... نونوشی...بسه دیگه...خجالت بکش... این زندگی نیست...داری خودتو نابود می کنی...
...
-
تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 2:31
دلم میخواست می رفتم شمال... ولی نه اینجوری شلوغ... اعصاب شلوغی رو ندارم... شاید نرفتم...
...
-
تاریخ: 1392/3/30 ساعت: 4:07
نمی دونم چی کار کنم... خنگ شدم...گیج شدم... داری گند می زنی به همه چی نونوشی... تمومش کن... برگرد به حالت قبلی... آخه تو چرا اینجوری شدی؟؟؟؟ نونوشی...برگرد...هنوز دیر نشده...هنوز می تونی راهتو ادامه بدی... نونوشی متوقف نشو...اگه اینجوری ادامه بدی نابود می شی... نونوشی...تمومش کن.. یه بهونه بیار... م...
...
-
تاریخ: 1392/3/26 ساعت: 22:35
چقدر هوای گرم این روزها آدم رو افسرده می کنه...
...
-
تاریخ: 1392/3/25 ساعت: 2:58
نونوشی...چرا نمی خونی درستو؟؟؟ باز اینجوری می کنی فردا پشیمون میشی... مسخرشو در آوردی...
مرور مردن
-
تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 15:23
بی تو زیستن چیزی جز مرورِ مُردن نیست.
بی دلیل
-
تاریخ: 1392/3/24 ساعت: 15:18
تو را بی دلیل دوست دارم.. نه ادعای عاشقی کردی , نه کلمات را به بازی گرفتی , ولی عجیب .. رخنه کردی میان هوای شعر هایم! با تو بارانیم دور نمان ! ! ! نزدیک که نیایی قواعد بازی آدم ها مسموممان میکند . بگذار بی دلیل دوستت داشته باشم , و بنویسم .... تا بی خبر بخوانی مرا ! ! !