تاريخ : شنبه 18 آبان 1392 | 0:20 AM | نویسنده : نوشین
حالا دیگر
یک خط در میان گریه می کنم،
حالا دیگر
شانه هایم صبورتر شده اند
و با هر تلنگری که گریه می زند
بی جهت نمی لرزند!
انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانه ای
از چشم هایم نمی افتد
و پاییزِ من
اتفاق زردی ست
که می تواند
ناگهان در آغوشِ هر فصلی بیفتد!
حالا تو هی به من بگو
بهار می آید...


امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :